خرید بک لینک

من که ميدانم شبي عمرم به پايان ميرسد.

 

.نوبت خاموشي من سهل و اسان ميرسد.

 

.من که میدانم که تا سرگرم بزم و مستي ام.

 

.مرگ ديوانگر چه بي رحم و شتابان مي رسد.

 

.پس چرا عاشق نباشم؟

 

من که میدانم به دنیا اعتباری نیست.

 

بین مرگ و ادمی،قول و قراری نیست.

 

من که می دانم اجل،ناخوانده و بیداد گر.

 

سرزده می اید و راه فراری نیست.

 

پس چرا...

 

پس چرا عاشق نباشم!!!

برچسب: عاشقی دوست داشتن, نویسنده: یگانه تاريخ: 6 / 11 / 1393 ساعت: 18:53

صفحه بندی

خبرنامه